ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )

11

گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )

سپاهان تا طبس صد و ده فرسنگ مىگفتند . طبس شهرى انبوه است - اگرچه به روستا نمايد . و آب اندك باشد و زراعت كمتر كنند . . . و از آنچه من در عرب و عجم ديدم از عدل و امن به چهار موضع ديدم : يكى : به ناحيت دشت ، در ايام لشكر خان . دويم : به ديلمستان در زمان امير اميران جستان بن ابراهيم . سيوم : به [ مصر ] در ايام المستنصر باللّه امير المومنين . چهارم : به طبس در ايام امير ابو الحسن گيلگى بن محمد و چندانكه به گشتم به ايمنى اين چهار موضع نديدم . . . » « 16 » . نظر حكيم ناصر خسرو را دربارهء عرض راه از بيابانك به چهار ده طبس ، و طبس ملاحظه فرموديد حال براى اينكه در اين مقايسه نظر صفاء السلطنه را نيز در اختيار داشته باشيم آنچه را كه او دربارهء طبس و چهار ده و ريگستان نزديك چهار ده ، 850 سال پس از حكيم ناصر خسرو ياد كرده مىآوريم . « سه‌شنبه بيست و يكم ، منزل شهر طبس است . . . طبس خيلى جاى معمورى بوده است . يك مدرسهء حسنيهء بسيار خوب باصفاى با روحى مرحوم حاجى على نقى خان وكيل ساخته است . چهار باغچهء نارنجستان و چند نخل ممتاز قشنگ دارد . در اينجا پول سياه قديم معمول است . شاهى جديد الضرب را هم نيم شاهى برمىدارند ، نان خوب يافت نمىشود . توت تازه رسيده و مركبات كمياب است . هواى اينجا حالا كه پنجاه و دوم نوروز است مثل هواى قلب الاسد دار الخلافه گرم است . تا چهل روز ديگر غالب مردم به ييلاقات مىروند . و ليكن شبها هوا خوب است و امراض وبايى به هيچ وجه يافت نمىشود . . . » « 17 » صفاء السلطنه پس از 5 روز توقف در طبس ، طبس را به سمت يزد ترك مىكند و در اين باره مىنويسد : « روز يكشنبه بيست و ششم ، منزل چهار ده ، چهار فرسخى طبس است چون اين ده مركب از : مهدى آباد و يشكانون و طرغينون و جوخواه است ، لهذا مجمعهء آنها را چهار ده مىگويند . در رباطى كه تازه آقا جواد ، امين التجار يزد حسب الوصيهء پدرزن خود مرحوم حاجى ملا نقى تاجر كرمانى ، متوطن يزد احداث نموده و هنوز ناتمام است منزل شد . » « 18 » صفاء السلطنه روز جمعه غرهء شهر رجب 1300 ( ه . ق ) بعد از چهار ده از رباط خان به عزم چشمهء شتران شبگير مىكند و در همين منزل است كه شرحى دربارهء ريگهاى روان و گنبدهايى كه به جهت رهگذران ساخته‌اند ( كه حكيم ناصر خسرو هم شرحى در آن مورد دارد ) مىآورد شرحى را كه خود او نوشته مىخوانيم : « جمعه غرهء شهر رجب المرجب 1300 ( ه . ق ) از رباط خان شبگير نموده ، صبح در چشمهء شتران در سه فرسخى فرود آوردند رباط مخروبه‌يى در اينجا ديده شد كه از رابطهء شاه عباسى بوده و به جهت تطاول طايفهء بلوچيه خراب شده . مىگويند اينجا از امكنهء مخوفه و محل دستبرد و قتل و

--> ( 16 ) - همان كتاب ص 168 - 169 . ( 17 ) - همين كتاب ص 40 ( نسخهء خطى ص 21 - 20 ) . ( 18 ) - همين كتاب ص 42 ( نسخهء خطى ص 23 ) .